ترجمه گزارش واقعی چند بند از قتل بی سر و صدا منتشر شد


کد خبر: ۱۲۵,۸۹۷

تاریخ انتشار: یکشنبه ۲۰ شهریور ۱۴۰۱-۱۵: ۵۴

کتاب «در سکوت: رمان چند پاراگراف واقعی قتل و پیامدهای آن منتشر شد» نوشته ترومن کاپوتی با ترجمه لیلا نصیریها توسط انتشارات چشمه راهی بازار نشر شد.

به گزارش ثریا – کتاب «در آرامش کامل. رمان چند پاراگراف واقعی درباره قتل و عواقب آن» نوشته ترومن کاپوتی با ترجمه لیلا نصیریها توسط انتشارات چسمه در راه بازار عرضه شده است. این کتاب یکی از عناوین مجموعه «ادبیات واقع گرایانه» و دوازدهمین عنوان از مجموعه «در واقع… یادداشت ها» است که توسط این ناشر منتشر شده است.

این ناشر پیش از این ترجمه دو کتاب «موسیقی برای آفتاب پرست» و «تابوت های دست ساز» از این نویسنده را منتشر کرده بود. ترومن کاپوتی نویسنده آمریکایی است که در سال ۱۹۵۲ در نیواورلئان متولد شد و در سال ۱۹۸۴ درگذشت و تا ۱۴ سالگی شروع به نوشتن داستان کوتاه کرد و تعدادی از داستان هایش را منتشر کرد. در سن ۱۵ سالگی مدرسه را رها کرد و اندکی بعد در نیویورکر کار کرد که اولین و آخرین شغل دائمی او بود. او دو سال را در مزرعه ای در لوئیزیانا گذراند و دو رمان «صداهای دیگر» و «اتاق های دیگر» را در سال ۱۹۴۸ منتشر کرد.

از آثار ترومن کاپوتی می توان به «درخت شب و داستان های دیگر»، «صدای علفزار»، «صبحانه در تیفانی»، «شگفت انگیز»، «موسیقی برای آفتاب پرست» و «دعاهای مستجاب شده» اشاره کرد. در طول زندگی خود به یونان، ایتالیا، آفریقا و هند سفر کرد.

در سال ۱۹۶۵ “دار کمال خونسردی” منتشر شد و بلافاصله موج شدیدی از نظرات متضاد به دلیل آن به وجود آمد. می گویند نوشتن این کتاب آنقدر از کاپوتی انرژی گرفته است که بیست سال آخر عمرش را صرف درک خستگی ناشی از این کار کرده است. علت مرگ او در ۶۰ سالگی مشکلات شدید کبدی بود. جرقه نگارش این کتاب با قتل یک خانواده چهار نفره در سال ۱۹۵۹ آغاز شد. آگاهی کاپوتی از این واقعه باعث شد او مانند یک کارآگاه قدیمی و کلاسیک سرنخ ها را قدم به قدم دنبال کند. پس از دستگیری قاتلان در این پرونده، چند ماه با آنها مصاحبه کرد.

کتاب پیش رو که در مجموعه مستند و ناشناس قرار دارد، مشتمل بر ۴ فصل اصلی با عناوین «آخرین فردی که زنده دیدند»، «ناشناسان»، «جواب» و «ستون» و پیش از آن «زندگی نامه مختصر» کاپوتی و پس از آن نوشته شده است. آن، “نام نام” .

در بخشی از این کتاب می خوانیم:

شب چهارشنبه ۹ آذر خانواده یک کارآگاه. شبی فراموش نشدنی بود. بعداً، همسرش آن شب را به یاد می آورد، او گفت: “آلوین در حمام داشت آواز می خواند. گل رز زرد تگزاس. بچه ها در حال تماشای تلویزیون بودند. من داشتم میز شام را برای مهمانی می چیدم. من اهل نیواورلئان هستم، عاشق آشپزی هستم و در حال خدمت کردن، و مادرم یک جعبه آووکادو برای ما فرستاد.” و لوبیا و – وای، یک دنیا چیزهای دیگر. بنابراین تصمیم گرفتم: یک سلف سرویس راه اندازی کنم و چند نفر از دوستانمان را دعوت کنم – خانواده مری، کلیف و دودی هوپ.آلوین نمیخواست ولی من تصمیم گرفتم.وای خدای من!این قضیه میتونست به فوراور بره و از وقتی شروع کردم حتی یه دقیقه هم نتونسته فراموشش کنه. خوب، داشتم میز را می چیدم، وقتی صدای زنگ تلفن را شنیدم، از یکی از بچه ها خواستم جوابش را بدهد – پل. پل گفت که آنها تلفن پدرم را می خواهند و من گفتم: “بگو حمام است.” اما پل گفت که او تلفن پدرم را می خواهد. فکر کردم پدرم باید به سمت تلفن برود، زیرا آقای سانفورد از توپکا تماس می‌گرفت. رئیس الوین. آلوین که فقط یک حوله در اطرافش داشت، تلفن را برداشت. این خیلی عصبانیم کرد – همه جا مرا خیس کرد. رفتم تا سگ خاکی پیر را بیاورم، منظره بدتری دیدم – آن گربه، آن حیوان خانگی، روی میز بود، یک قایق بادبانی با سالاد گوشت خرچنگ مخلوط کنید. با آووکادوی پر شده.

این کتاب در ۴۵۱ صفحه و شمارگان هزار نسخه و قیمت ۱۶۰ هزار تومان منتشر شده است.

منبع: انتشارات Çeşme