رادیکال هایی که از تروما به عنوان پله ای برای آینده ای بهتر استفاده کردند


سر مو فرح، دارنده مدال طلای المپیک، در مستندی که این هفته پخش شد، به دوران کودکی دردناک خود نگاه می کند. او یکی از بسیاری از افراد موفقی است که نه تنها برای زنده ماندن بلکه برای پیشرفت بر سختی ها غلبه کرده است

این هفته بریتانیا از فرح واقعی مطلع شد. در اقدامی از شجاعت فوق‌العاده، یک المپیکی و بریتانیایی مغرور در مستندی از بی‌بی‌سی که روز چهارشنبه پخش شد، درباره دوران کودکی آسیب‌انگیز خود صحبت کرد.

معلوم می شود که نام اصلی او حسین عبدی کوهن است. گزارش ها حاکی از آن است که نام محمد فرح متعلق به مرد جوان دیگری است که با اسناد و مدارک او، کشیش را از سومالی به بریتانیا منتقل کرده و در آنجا از خانواده اش جدا شده است. او مجبور شد به عنوان خدمتکار در لندن کار کند. دویدن فرار او شد و در آن برتری یافت. کسب دو مدال طلا در المپیک ۲۰۱۲، در زادگاهش، نقطه اوج یک حرفه چشمگیر بود.

به‌عنوان ستون‌نویس برای روزنامه‌های مهم، بیش از ۲۰ سال است که با نخست‌وزیر، شاعران، مدیران عامل، سرآشپزها، بازیگران و اسقف اعظم مصاحبه می‌کنیم. چیزی که بارها و بارها ما را تحت تأثیر قرار داده است این است که بسیاری از آنها در اوایل زندگی خود بر ترومای ناخوشایند غلبه کردند.

اولش فکر کردیم تصادفه سپس، با انباشته شدن موارد، متوجه شدیم که مبارزه با شیطنت به دور از مهار این پرندگان بلند پرواز، آنها را به سطوح فوق العاده ای رسانده است.

ما شروع به جستجوی نمونه‌ها کردیم و متوجه شدیم که از ۵۵ نخست‌وزیر بریتانیا که به سال ۱۷۲۱ برمی‌گردد، ۲۵ نفر یک یا هر دو والدین خود را در کودکی از دست داده‌اند. سه نفر دیگر یک برادر خود را از دست دادند، هشت نفر به بیماری روحی یا جسمی جدی مبتلا شدند و دو نفر تغییر قابل توجهی در شرایط خانوادگی داشتند. بر اساس تحلیل ما، ۶۹ درصد از این رهبران سیاسی آسیب های جدی دوران کودکی را تجربه کردند.

تونی بلر، نخست وزیر سابق (عکس بالا، سمت چپ) ۱۰ ساله بود که پدرش سکته کرد که او را فلج کرد و زندگی قانونی او را تباه کرد. بلر به ما گفت این اتفاقی بود که دوران کودکی من را شکل داد.

مادر رهبر کنونی حزب کارگر، کیر استارمر، از بیماری استیل رنج می برد، بیماری نادر و صعب العلاج که به این معنی بود که او سال ها قادر به صحبت کردن نبود و در نهایت پایش را قطع کردند. او به عنوان یک نوزاد در بخش های بیمارستان ساعت ها کنار تخت او می نشست.

رهبر حزب لیبرال دموکرات اد دیوی در چهار سالگی پدرش را از دست داد و سپس در دوازده سالگی مادرش به بیماری لاعلاج مبتلا شد و تا زمان مرگش به مدت سه سال از او مراقبت کرد.

او ضربه می زند

مخترع جیمز دایسون تنها ۹ سال داشت که پدرش بر اثر سرطان درگذشت. عکس: جیمز دایسون

ما به زودی متوجه شدیم که این پدیده در بسیاری از زمینه های زندگی عمومی صدق می کند. بر اساس مطالعه ای که توسط موسسه خیریه آموزش آلدریج انجام شده است، از هر ۱۰ کارآفرین، هفت نفر از تجربیات آسیب زا در دوران کودکی به عنوان یک رویداد سازنده یاد می کنند. جیمز دایسون نه ساله بود که پدرش بر اثر سرطان درگذشت. مادرش وقتی او بچه بود آن را به استیو جابز داد. تری لیهی رئیس سابق تسکو با سه برادرش در یک اتاق مشترک بود و تا ۱۶ سالگی با لباس مدرسه زندگی می کرد زیرا پولی برای خرید لباس های دیگر وجود نداشت.

به نظر می رسد خلاقیت در شرایط سخت رشد می کند. جان لنون که در سن ۵ سالگی توسط پدرش رها شده بود، مادرش را – که اغلب به عنوان موزه او توصیف می شود – در ۱۷ سالگی از دست داد. در کودکی، همدلی در او ایجاد شد که به او اجازه داد دیگران را متقاعد کند که با تلویزیون باز شوند.

آدی آدبیتان مجری تلویزیون و پارالمپیک نوزادی بود که در نیجریه به فلج اطفال مبتلا شد و پای چپ خود را از دست داد. پدر و مادرش تمام پس انداز خود را به کار بردند تا او را برای معالجه به انگلستان ببرند. او به ما گفت: «این به او احساس فوریت داد. “من باید ثابت کنم که شایسته هستم.”

او ضربه می زند

عدم استفاده از پایش به آدیپیتان “احساس فوریت” داد. عکس: آده آدپیتان

ویکتور گوئرزل، روانشناس، ۴۰۰ شخصیت مشهور قرن بیستم را برای کتاب «گهواره های برجسته» مورد مطالعه قرار داد. سه چهارم این افراد استثنایی از فقر، خانه های خراب، والدین بدسرپرست، اعتیاد به الکل، بیماری یا سایر موانع رنج می برند. گورتزل نتیجه گرفت که «مرد عادی» نامزد بالقوه تالار مشاهیر نیست.

شواهد علمی فزاینده ای در مورد آسیب های روانی و عصبی وجود دارد. ناصر گیمی، استاد روانپزشکی و فارماکولوژی در مرکز پزشکی Tufts در بوستون، ایالات متحده، معتقد است که افراد عادی تمایل به سازگاری دارند، تمایل بیشتری به سازش و تصمیم گیری ایمن دارند، در حالی که این نیاز به ذهنی اصیل، انرژی متلاطم و ریسک پذیری دارد. یک رهبر در زمینه شما

مارتین لوید الیوت، روان درمانگر که با افراد موفق کار کرده است، گفت که بسیاری از افراد تحت تاثیر “میل نامتناسب برای جبران” نفسی هستند که در اثر ضربه های دوران کودکی “زخم” شده است. او توضیح داد: شوک به یک راننده تبدیل می شود.

اما او اشاره می کند که عاشقانه کردن مشکلات یک اشتباه است. “اکثر افراد مبتلا به ترومای شدید دوران کودکی هرگز بدون درمان قابل توجه بهبود نمی یابند. اگر به شخصیت های موفق نگاه کنید، آنها اغلب روابط ناکارآمدی دارند.”

خیلی وقت ها فکر می کنند از بدشانسی به دست آورده اند نه از بدشانسی

تحقیقات انجام شده توسط Public Health Wales، آژانس ملی بهداشت عمومی ولز، نشان داد کسانی که چهار یا بیشتر تجربه منفی را در دوران کودکی تجربه کرده‌اند، ۲۰ برابر بیشتر احتمال دارد در زندان باشند و ۱۶ برابر بیشتر احتمال دارد که کراک یا هروئین مصرف کنند. چهار برابر بیشتر احتمال دارد که مشکل نوشیدن الکل داشته باشید.

با این حال، این کودکان اغلب نادیده گرفته می شوند، که این موضوع یادگیری چگونگی کمک به آنها را برای تطبیق با پیشینه خود بسیار مهم تر می کند. این واقعیت که برخی از مردم راهی برای کنار آمدن با ناملایمات پیدا کرده‌اند، ممکن است ابزارهایی را در اختیار ما قرار دهد تا به جوانانی که در تلاش برای غلبه بر دوران کودکی پیچیده هستند کمک کنیم.

برای بسیاری از افرادی که با آنها ملاقات می کنیم، یک کودکی دشوار تازه شروع است و آنها خوش بینی باورنکردنی به زندگی دارند. خیلی وقت ها فکر می کنند که به خاطر بدشانسی به آن رسیده اند نه از بدشانسی. یک عنصر کلیدی برای موفقیت، تراژدی دوران کودکی، ناراحت کننده به نظر می رسد، اما همچنین به والدین و کودکان اطمینان می دهد که گذشته معیوب می تواند پله ای برای آینده ای بهتر باشد.

سه بازیکن رده بالا با گذشته ای دردناک

آنجلا راینر، معاون رهبر حزب کارگر

آنجلا راینر، که در اتاق هیئت مدیره در استاکپورت بزرگ شد، از ۱۰ سالگی از مادرش – که مبتلا به اختلال دوقطبی است – مراقبت می کرد، در ۱۵ سالگی باردار شد و در ۱۶ سالگی بدون هیچ مدرک تحصیلی مدرسه را ترک کرد.

او به خوش بین بودن و اعتماد به نفس بودن شهرت دارد – همانطور که دوست دارد بگوید او شمال “آتشین، زنجبیل” است. با این حال، او اعتراف کرد: “من نمی توانم دوست داشته باشم زیرا هرگز او را دوست نداشته ام، بنابراین تغذیه و احساس خوشحالی برایم سخت است.” من آن آرامش درونی را ندارم.”

او به ما گفت که اولین خاطرات راینر “کاملاً تکان دهنده” هستند. “مادر من واقعاً مادر نبود، زیرا نمی توانست باشد. او خودش را برید، قطع کرد و من مجبور شدم او را غسل دهم و از تخت بیرون بیاورم، سپس بلند شوم و به مدرسه بروم.”

وقتی باردار شد به دنبال عشق بود. پدرش او را اخراج کرد و او به عنوان یک کارگر مراقبت شغلی پیدا کرد تا برای حمایت از پسرش رایان پول به دست آورد. او گفت: «من مصمم بودم هر چیزی را که ندارم به او بدهم. من فقط می خواستم به مردم ثابت کنم که اشتباه می کنند.

راینر متقاعد شده است که گذشته اش او را قوی تر و سیاستمدار بهتری کرده است. او ممکن است PPE را در آکسفورد مطالعه نکرده باشد، اما همه چیز را در مورد سلسله مراتب و قدرت می داند. همانطور که او گفت: “در دارایی شورا درجاتی از برتری وجود داشت. ما در پایین ترین رتبه بودیم، ساختارها به من یاد دادند و مردم به من.” “مدرک کارشناسی ارشد واقعی چیزی است که من از همه بیشتر استفاده کرده ام. سال‌های حضورم در مجلس».

برایان کاکس، بازیگر

او ضربه می زند

او به ما گفت که دوران کودکی «برایان کاکس» بازیگر پس از جنگ «داندی» «تا حدی شاد بود و بعد شکم او بالا رفت». پدرش که یک مغازه دار بود، در هشت سالگی به طور ناگهانی فوت کرد و مادرش دچار یک سری حملات عصبی شد. بسیار دردناک و گیج کننده بود، اما اغلب بر اساس تجربیات اولیه او هنگام بازیگری بود.

مرگ پدرش چارلز تنها سه هفته پس از تشخیص سرطان پانکراس رخ داد. سلامت روان مادرش مری به شدت رو به وخامت گذاشت. این بازیگر یک لحظه خاص را به یاد می آورد. “من به خانه آمدم و بوی گاز به مشامم رسید. او زانو زده بود و در فر را باز کرده بود. گفت “من دارم آن را تمیز می کنم.” فقط بعداً متوجه شدم که این یک اقدام به خودکشی بوده است. سپس او واقعاً بیمار شد. هوا بسیار تاریک بود.”

سرانجام او را به بیمارستان روانی منتقل کردند. کاکس که توسط سه خواهر بزرگ‌ترش بزرگ شده بود، ساعت‌ها را در سینمای محلی به تماشای فیلم‌ها می‌گذراند، تا حدی برای گرم نگه داشتن اما همچنین برای فرار از واقعیت تلخ زندگی‌اش.

در ۱۴ سالگی به تئاتر Dunstity Repertory پیوست و سپس به مدرسه درام در لندن رفت. کاکس قبلا چندین جایزه دریافت کرده است، اما می‌گوید این مبارزات اولیه زندگی‌اش است که او را تعریف می‌کند و به او قدرت درونی و همچنین احساس فوریت می‌دهد. او به ما گفت: “من متوجه شدم که هیچ وقت را تلف نمی کنم.” من اصلاً “باید” نمی روم، فقط فکر می کنم “آن را انجام بده”.

لیمن السیسی، نویسنده و شاعر

شاعر مشهور جهان (تصویر، سمت راست) نوشتن را در حالی آغاز کرد که در خانه کودکان اقامت داشت تا ثابت کند که «تنها نیست».

مادرش، یامارشیت، یک زن جوان اتیوپیایی بود که برای تحصیل به انگلستان آمد. وقتی اینجا بود متوجه شد که باردار است و پسرش را در خانه سالمندان گذاشت تا بتواند تحصیلاتش را به پایان برساند. او می خواست جدایی آنها موقتی باشد، اما مددکار اجتماعی به درخواست های بعدی او برای دیدن پسرش توجهی نکرد. او حتی نام جدیدی برای پسر گذاشت: نورمن (نام خود مددکار اجتماعی) گرین وود (نام خانواده ای که قرار بود بزرگ شود). تنها زمانی که ۱۷ ساله بود – و بالاخره توانست شناسنامه اش را ببیند – متوجه شد که نام اصلی اش لیمان السیسی است.

سیسی دوران کودکی خود را با گرین وودها در حومه پری در دهه ۱۹۷۰ به عنوان “خوشبخت” توصیف می کند. سپس، هنگامی که او دوازده ساله بود، گرینوود او را رد کرد. خانم گرین وود فرزند دیگری به دنیا آورد و به پسر خوانده اش روی آورد. درگیری ها بالا گرفت و سیسی مورد ضرب و شتم قرار گرفت و متهم به دزدی شد. او را فرستادند تا در خانه کودکان زندگی کند.

وود اند، جایی که سیسی چندین سال در نوجوانی در آن زندگی می کرد، بعداً مورد بررسی قرار گرفت. شاعر به ما گفت این “بی رحمانه” است. شعر فرار او شد. او احساس آزادی را به یاد می آورد که وقتی اولین نوشته اش را تمام کرد در خوابگاهی متروک نشسته بود. او به ما گفت: «می‌توانم بگویم برای شاعر شدن لازم نیست رنج بکشید، اما احساس می‌کنم برای خلاقیت باید دلیل واقعی داشته باشید، این جرقه موتور است.»

نتیجه شگفت انگیز بود. در سن هفده سالگی، سیسی از پول مزایای بیکاری برای انتشار اولین جزوه اشعار خود به نام «ادراکات از یک قلم» استفاده کرد و آن را به معدنچیان اعتصابی در لنکاوی فروخت. اولین دفتر شعر خود را در سال ۱۳۶۷ در حالی که ۲۱ سال داشت منتشر کرد.

این گزیده ای ویرایش شده از کتاب What I Wish I Knew When I Wis Young: The Art and Science of Growing Up توسط ریچل سیلوستر و آلیس تامپسون است. ارسال شده توسط ویلیام کالینز

تصویر اصلی: تونی بلر و آدیبیان

به ما کمک کنید به شکستن سوگیری اخبار بد ادامه دهیم

اخبار مثبت بیش از هر زمان دیگری به مردم کمک می کند تا دید متعادلی نسبت به جهان داشته باشند – دیدگاهی که از رفاه آنها حمایت می کند و آنها را قادر می سازد تا برای آینده ای بهتر تفاوت ایجاد کنند. و همانطور که مخاطبان و نفوذ ما افزایش می یابد، به بقیه رسانه ها نشان می دهیم که اخبار خوب مهم هستند.

اما بحران هزینه زندگی در بریتانیا به شدت به ما ضربه می زند، زیرا افراد کمتری می توانند متعهد به مشترک شدن در مجلات – که به طور سنتی منبع اصلی تامین مالی ما بوده است- شوند. علاوه بر این، هزینه کاغذ و چاپ همچنان در حال افزایش است.

ما نمی خواهیم در سایت خود دیوار پرداخت قرار دهیم زیرا معتقدیم که همه باید فرصت بهره مندی از اخبار خوب را داشته باشند. اما ما نمی‌توانیم بدون کمک شما به تأمین مالی گزارش‌های آنلاین خود ادامه دهیم.

اگر از کاری که ما انجام می‌دهیم قدردانی می‌کنید و می‌توانید هزینه آن را بپردازید، لطفاً به عنوان پشتیبان اخبار مثبت مشارکت کوچک و منظمی داشته باشید. ما به ۱۰۰۰ خواننده نیاز داریم که فقط ۳ پوند در ماه کمک کنند تا از این دوران سخت عبور کنیم.

و به یاد داشته باشید، به عنوان یک سازمان غیرانتفاعی، ما اینجا هستیم تا به شما خدمت کنیم، و تمام بودجه صرف مطبوعات ما می شود.

اکنون از اخبار مثبت حمایت کنید