رتبه بندی میخائیل گورباچف ​​- فقط آموزش جهانی – SEO مورد علاقه


by Richard Falk

ما خوشحالیم که گزیده ای از این مقاله را از عضو هیئت مدیره JWE و وکیل بین المللی ریچارد فالک، وبلاگ عدالت جهانی قرن بیست و یکم منتشر می کنیم.

من فکر می کنم به جرات می توان گفت که میخائیل گورباچف ​​بیشترین تأثیر تاریخی را در بین هر شخصیت عمومی از زمان پایان جنگ جهانی دوم داشته است. مطمئنا، این یک میراث تلخ قطبی است. تحسین نامحدود و دستاورد تاریخی در غرب و تحقیر و شرم تقریباً کامل در روسیه که گورباچف ​​را مسئول فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به عنوان یک ابرقدرت و از دست دادن اهمیت سیاسی فراسرزمینی آن می داند. ولادیمیر پوتین، یک شخصیت سیاسی منفور در غرب، باید بیهودگی روسیه را با به راه انداختن یک جنگ تهاجمی علیه اوکراین از بین ببرد، اما اینکه آیا این هزینه حتی برای روسیه ارزش آن را دارد، باید دید.

در دو نوبت من این فرصت را داشتم که شخصاً با گورباچف ​​به شیوه‌ای تا حدی گسترده تعامل داشته باشم که شامل زمان برای تعامل اجتماعی نیز می‌شود. برای من افتخار بزرگی بود که این کار را انجام دادم، زیرا او واقعاً شخصیتی تاریخی شجاع و دلسوز بود که از تمایز بالایی برخوردار بود، و علیرغم تحسین نادرست در غرب، تا حدی به این دلیل که او این راه را رهبری کرد. راه را برای تک قطبی و پیروزی و شاید پوتین و پوتینیسم هموار کرد. او مسئول نبود و نمی خواست این اتفاق بیفتد. از یک جهت مهم، میراث بین المللی حکومت بشردوستانه گورباچف ​​اکنون توسط جریان اصلی فراموش شده است. بیشتر از همه، غرب به دلیل نقش تعیین کننده اش در کاهش کنترل شوروی بر اروپای شرقی و تسریع ناخواسته روندی که توسط آن امپراتوری داخلی شوروی کشورهای «اسیر» برای همیشه نابود شد، مورد تحسین قرار گرفت. او خود را وقف به اشتراک گذاشتن ایده ها و فعالیت ها با افراد همفکر خود کرد

اولین برخورد من یک جلسه یک روزه در سال ۱۹۹۳ یا ۱۹۹۴ در یک باشگاه مردانه در شهر نیویورک با موسسه ای بود که او قرار بود با جیمز بیکر، وزیر امور خارجه با نفوذ جورج اچ دبلیو بوش در حمایت از اقدامات صلح طلبانه ملاقات کند. رئیس جمهور جهانی شوید که توسط افراد مستقل سیاسی از “قدرت های بزرگ” متخاصم اداره می شود. با کمال تعجب که در طول این سالها از آن کاسته نشده است، به همراه بسیاری از افراد عادی دیگر به عنوان عضوی از هیئت مدیره اولیه دعوت شدم. به دلایل نامشخص، بیکر نتوانست در جلسه شرکت کند، اما گورباچف، از طریق یک مترجم، در کل روز طولانی، از جمله در یک ناهار کوچک شرکت کرد. این جلسه به کارهایی که سازمان می‌تواند بیشترین سود را انجام دهد و نحوه عملکرد آن، از جمله برنامه‌هایش برای ایجاد یک پایگاه مالی اختصاص داشت. گورباچف ​​بیشتر گوش می‌داد، سؤالات مفید می‌پرسید و نگرش برابر نشان می‌داد. همانطور که معلوم شد، پس از آن هیچ اتفاقی نیفتاد و کل این تعهد کنار گذاشته شد. با این حال، به من نگاهی اجمالی به چگونگی تطبیق این مرد بزرگ با نقش و موقعیت جدیدش داد. با نگاهی به گذشته، زمانی بود که گورباچف ​​هنوز با نخبگان حاکم فراملی کشورهای غربی همذات پنداری می کرد، اما او علاقه فکری به کار با افراد مستقل تر در جامعه مدنی جهانی نشان داد. مهمتر از همه، این به من نشان داد که گورباچف ​​به عنوان یک شهروند خصوصی به تشابهات صلح آمیز و انسانی با تنش ها و درگیری هایی که در دهه های جنگ سرد نفوذ کرده بود متعهد است.

نشست دوم چند سال بعد در ایتالیا و در نشستی در مورد آینده اروپا تحت نظارت بنیاد گورباچف ​​به نام او بود. حدود ۲۵ شرکت کننده دعوت شده از روشنفکران و مقامات دولتی اروپایی بودند. به مدت دو روز اجرا شد و ایده های گورباچف ​​در مورد یک سرزمین مشترک اروپایی و یک معماری امنیتی جمعی را بررسی کرد. بحث پر جنب و جوش و محرک بود، اگرچه اجماع اروپا هرگز از دیوارهای مرکز کنفرانس فراتر نرفت. من احساس کردم که گورباچف ​​اکنون خود را به عنوان صدایی مستقل برای جامعه مدنی می بیند که در غرب بسیار مورد احترام است، اما در کشور خود نادیده گرفته می شود. او به زندگی در مسکو بازگشت و گزارش داد که پوتین با او با احترام رفتار کرد و با وجود عدم محبوبیت مستمر در کشور محل تولدش و در نتیجه برجستگی سیاسی، او را در از سرگیری اقامت در روسیه راحت کرد.

البته در کار خودم از نقش گورباچف ​​به عنوان یک عامل دگرگون کننده تغییر آگاه بودم که «غیرممکن» را در اتحاد جماهیر شوروی اتفاق می‌افتد، هرچند که او کاملاً به عاملیت خود پاسخ نمی‌دهد. عواقب ناخواسته. به دلیل علاقه‌ام به «سیاست غیرممکن»، من اغلب از ماندلا در آفریقای جنوبی و گورباچف ​​در اتحاد جماهیر شوروی به عنوان تأیید کننده این باور ضد شهودی استناد می‌کنم که با توجه به وضعیت کنونی جهان، واقعی‌ترین نقطه امید، هرچند عجیب به نظر می‌رسد. ممکن است به نظر برسد …

ملاقات با شخصیت های تاریخی در سطح جهانی همیشه عالی است. من در گورباچف ​​هیچ یک از درخشش اخلاقی و کاریزمای وجودی که با نلسون ماندلا در ارتباط بودم، پیدا نکردم. در عوض، من در گورباچف ​​احساس عزم، نجابت، هوشمندی و جدیت یافتم تا هر کاری که در توان دارد انجام دهد تا کشور، منطقه و دنیایش را بهتر از آنچه در حال حاضر هست، انجام دهد.

من گمان می کنم که پوتین از گذشت دوران کمونیستی پشیمان نیست، اما گورباچف ​​را به دلایل ناسیونالیستی و تزاری سرزنش می کند که اجازه داده است گسترش سرزمینی اتحاد جماهیر شوروی از بین برود و به کسوف موقت عظمت روسیه منجر شود. رسانه های روسی این خط را با تغییرات جزئی دنبال خواهند کرد و از شیطان سازی که گورباچف ​​سزاوار آن است، گزارش می دهند، به ویژه در دهه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی.

ممکن است چندین زلزله سیاسی دیگر طول بکشد تا روسیه و روسیه به ارزیابی متعادلی از گورباچف ​​برسند. اما در واقعیت، غرب خیلی بهتر عمل نکرد و او را با افتخارات و جوایز پر کرد و در عین حال تمرکز انحصاری بر نقش او در پایان دادن به جنگ سرد با غرب و رویارویی با نخبگان بوروکراتیک حزب کمونیست داشت.نامگذاری) که از روزهای اول پس از مرگ لنین ریاست اتحاد جماهیر شوروی را بر عهده داشت. این واقعیت که این امر به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سرعت می بخشد، نتیجه ای بود که تقریباً هیچ کس در غرب از آن پشیمان نشد.

یاد گورباچف ​​بیشتر در خارج از روسیه، در معرض ارزیابی مجدد ظریف از درون، در رابطه با اروپا و در رابطه با صلح جهانی، ماندگار خواهد بود و جشن گرفته می‌شود. اگر گورباچف ​​یک نمایش جهانی اجرا می کرد، من راحت تر از هر رهبر سیاسی دیگری که در حال حاضر روی کره زمین قدم می زند، به آینده بشر فکر می کردم!


بیانیه کامل ریچارد فالک را می توان در گلوبال عدالت در قرن بیست و یکم یافت.